جرات برونسپاری کارهای شرکتمان را داشته باشیم.

یکی از کارهایی که این روزها جدی دنبالش می کنم افزایش سواد مالی است. هر هفته اطلاعات مالی یک  یا دو شرکت را مطالعه می کنم. اطلاعات مالی شرکت های  پذیرش شده در بورس در دسترس همه قرار دارد. با مراجعه به وب سایت کدال می توانید همه را ببینید.

کوچک در دنیای کسب و کار به چه معناست؟

در حال مطالعه صورت های مالی یک شرکت حمل و نقلی هستم. روش کسب درآمد، سهامداران، ارزش بازار، دارایی ها جاری و ثابت، سود و زیان و … را چک می کنم. اوضاع شرکت روبراه است. ارزش بازاری معادل هزار میلیارد ریال دارد. می رسم به بخش هزینه ها. هزینه کم نیروی انسانی اش نظرم را جلب می کند. این شرکت فقط 22 نفر پرسنل دارد!

بر اساس تعداد پرسنل اگر در نظر بگیریم جزء شرکت های کوچک است. می بینم که کوچک در دنیای کسب و کار با کوچک خارج از این دنیا تفاوت دارد.

سواد مالی چیزهای خوبی یادمان می دهد. مثلا اینکه تا کسب و کار نوپایمان دوتا قرارداد خوب بست با پیش پرداختش نرویم میز بیلیارد یا پینگ پنگ برای دفتر کارمان بخریم. بعد برای آنکه در بازی یار کم نیاوریم نیرو استخدام کنیم!

به تجربه دیده ام که  بزرگ تر کردن تیم ها  بهره وری را پایین می آورد. شما برای کارهای غیرعملیاتی خود نیرو اضافه می کنید. مثلا تا دیروز خودتان چای می ریختید خودتان قراردادها را برای مشتریان ایمیل می کردید. حالا فکر می کنید برای پرستیژتان خوب نیست. پس منشی و نیروی خدماتی می آورید. واقعا هشت ساعت کار برای این افراد دارید؟ حتی چهار ساعت هم ندارید! بیکار ماندن نیروها حاشیه های سازمان را بالا می برد. حال به جای تمرکز بر کسب و کارتان در حال حل مشکلات بین پرسنل و حاشیه های ایجاد شده هستید.

اشتباه دیگری که می تواند شرکت ها را دچار مشکل کند  اصرار به انجام همه کارهای تخصصی توسط خود شرکت  است.

چند کامپیوتر و مقداری کابل و یک رک و … اضافه کرده اید. فکر می کنید خوب است یک مسئول آی تی داشته باشید.

می خواهید سایت داشته باشید و با تولید محتوا بازاریابی کنید. آگهی می دهید و یک مسئول تولید محتوا با صدو بیست مهارت مختلف درخواست می دهید.

نتیجه؟

  • هزینه ها را بالا می برید.با اولین بحران مالی به فکر کم کردن کارکنان میفتید.  تعدیل کار سختی است. تصویر شرکت را هم در بازار خراب می کند.
  •  از آنجا که در همه این کارها تخصص ندارید قدرت نظارت و ارزیابی چندانی هم نخواهید داشت. احتمال اینکه کار با کیفیت مطلوب انجام نشود زیاد است.
  • با اضافه کردن پست های سازمانی مختلف سازمان ساده خود را پیچیده می کنید. مدیریتش هم سخت تر می شود. عمیقا معتقدم سادگی را با هیچ چیز نباید عوض کرد. چه در کار چه در زندگی.

راهکار چیست؟

به نظرم خوب است کلیه کارهای تخصصی که برای امور جاری یا توسعه به آن نیاز دارید لیست کنید. بررسی کنید کدام یک را می توانید برونسپاری کنید. به جای آنکه بسازید بخرید.

توانمندیها و نقاط قوت کسب و کارتان را شناسایی کنید. ببنید برونسپاری کمک می کند تمرکز بیشتری روی آنها داشته باشید؟

شرکت های دیگری هستند که به صورت تخصصی خدمات مورد نیاز ما را انجام می دهند. اینطوری شما بر تخصص خودتان متمرکزید و آنها هم بر تخصص خودشان. بهروه وری بالاتر خواهد رفت. دراثر این همکاری کسب وکارها رونق بیشتری می گیرند. شما هم وقتتان برای کارهای حاشیه ای صرف نمی شود.

طبیعی است که برونسپاری ریسک هم دارد.  لازم است دقت بالایی در انتخاب پیمانکار داشته باشید. قراردادهای سفت و سختی ببندید که اگر ضرری متوجه شما شد خسارتتان جبران شود.

افزایش سواد مالی و جرات برونسپاری برای هر مدیری واجب است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *