زنان موفق چگونه بر ترس از شکست غلبه می کنند؟

لازم نیست بگویم طبق تحقیقات فلان دانشگاه معتبر زنان کمتر از مردان به دنبال اجرایی کردن ایده های کسب وکاری می روند. با یک سرچ ساده آمارهای زیادی درباره ی درآمد کمتر زنان، مشارکت پایین اقتصادی و فقیرتر بودنشان نسبت به مردان پیدا خواهید کرد.

من از تجربه های شخصی خودم می نویسم. من شرکتی دارم که کارش ارائه نرم افزار مالی به شرکت ها است. با چند صد شرکت طی این سال ها قرارداد بسته ام. درمیان صاحبان شرکت ها، مدیران عامل، روسای هیئت مدیره و مدیران مالی تعداد بسیار اندکی زن وجود دارد.

در جمع های دوستانه خیلی وقت ها از ایده هایمان می گوییم. چند وقت بعد آقایان جمع را در حال اجرای ایده می بینم اما خانم ها هنوز در رویا پردازی و بالا و پایین کردن ایده هستند. خودم هم خیلی وقت ها همین گرفتاری را دارم. همسرم در اجرای ایده هایش از من سریعتر عمل می کند.

چرا؟ به نظر من جوابش یک کلمه است: ترس!

نه اینکه مردان نمی ترسند بلکه عادت کرده اند با وجود ترس به اقدام دست بزنند. ما هنوز به این ویژگی عادت نکرده ایم. (البته همه ی ما نه، بخش زیادی ازما! ) منتظر شرایط امن و همراه مطمئن می مانیم. ترس از شکست رویاهای ما را ویران می کند.

به نظر من خود ترس مانع  و مشکل نیست. کنارنیامدن و نپذیرفتن ترس است که ما را متوقف می کند. غذا که می خوریم ممکن است بپرد در گلویمان و خفه مان کند! اما این ترس باعث نمی شود نخوریم. چون گرسنگی قویتر از ترس است. باید میل به موفقیت آنقدر قوی باشد که بر ترس غلبه کند.

چهار قدم برای غلبه بر ترس از شکست

1.  اولین قدم برای از بین بردن ترس، این است که بدانیم واقعن چه می خواهیم.

آیا هدف شما نویسنده شدن است؟ یک فروشنده ی موفق بودن یا داشتن یک کسب و کار پرمخاطب؟

به کسانی که در وسیله نقلیه دچار حالت تهوع می شوند توصیه می کنند به یک نقطه متحرک در دوردست خیره شوند. اینطوری بدن متعادل می شود و حالت تهوع قطع می شود. همین روش را برای غلبه بر ترس استفاده کنید. هدفتان را تصور کنید و بر آن تمرکز کنید.

2. پیدا کنید دقیقن چه چیزی مانع رسیدن شما به آنچه می خواهید است.

بعد از آنکه هدف اصلی و خواسته واقعیتان را شناختید؛ به این فکر کنید چه چیزی شما را می ترساند. آیا از نظرات منفی می ترسید؟ از این که به اندازه کافی خوب نباشید؟ یا وجود رقبا شما را می ترساند؟

تا مانع را نبینیم نمی توانیم از روی آن بپریم. پس در این قدم مانع اصلی را شناسایی کنید.

3.  کمی خودتان را ناراحت کنید!

با خارج شدن از ناحیه امن و آسایشتان کمی ناراحتی را به جان بخرید. مثلن میخواهید کاری را شروع کنید یا ایده ای دارید و میخواهید تیمتان را با خودتان همراه کنید. می ترسید کسی کار شما را تایید نکند و همراهتان نشود. مهم نیست. نظر شما قدرت شماست.  نظر خودتان و قدرت خودتان را داشته باشید. تنوع افکار و گفتگو درباره ی آنهاست که باعث پیشرفت کارها می شود.

4. این تمرین را شروع کنید: احساس راحتی با ناراحتی ها و سختی ها

قدم های کوچک به سمت هدف بردارید. کمی از منطقه امن خودتان خارج شوید. ترس، ناامیدی و خستگی وجود دارد اما شما ادامه دهید.

مثلن اگر دوست دارید سخنران یک همایش بزرگ باشید اما می ترسید از پس این کار بر نیایید و به اندازه ی کافی مورد توجه مخاطبان قرار نگیرید از سخنرانی در رویدادها و جلسات کوچکتر شروع کنید. دستاوردهایتان را یادداشت کنید و  وقتی ترس به سراغتان می آید آن ها را به یاد آورید.

از نه شنیدن نترسید. هر نه شما را به یک بله نزدیک می کند.

دیدگاه

  1. معصومه دیسی

    واقعا یکی از دلایل دست به کار نشدن ترس از افتادن و صدمه دیدن هست. این جمله که اگه نشه بقیه چی میگن یا چطور فکر میکنن در موردم آدم رو فلج میکنه. شاید بالا بردن عزت نفس و اعتماد به نفس کمی کمک کنه برای قدمی رو به جلو برداشتن

    1. rozita

      دقیقن همینطوره که میگی. چه حیف که بخاطر حرف مردمی که تاثیری تو زندگی ما ندارن رویاهامون دنبال نمی کنیم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *